خيلی از ما عمرمون رو وقف چيزهايی می کنيم که اميدواريم برای ما يا بعد از ما بمونن . کلی از جوونی ، سرمايه احساس و خلاصه عزيزترين پاره های وجودمون قطره ،قطره در مسيرهايی صرف ميشه که فکر می کنيم بدرد زندگی مون می خوره و می تونه حالا و بعد از اينکه ما رفتيم در ميان نسل بشر بمونه و اثری يگانه باشه که محصول مشترک ما و عمر گهربارمونه .ولی آيا من و تو واقعاً ماندگاريم ؟ يا بودنمون ، فکر کردنمون ، توی دنيا مثل آواز قورباغه ای در همهمه جنگل گم ميشه و آنچنان از صفحه هستی محو ميشيم که انگار هيچ وقت نبوديم .
غالبا دو راه برای جاودانگی وجود داره .جاودانگی شخص و جاودانگی شخصيت .
جاودانگی شخص يعنی موندن تو و جاودانگی شخصيت يعنی موندن چيزی از تو .الان از موقعی که آدم سعی داشت جلوی مرگ طبیعیشو بگیره خیلی گذشته . گرچه یه عده میرن و چارزانو میشینن تو ازت مایع به این امید که نمیرن ولی قاعدتا راههای گرمتری هم برای ماندگاری وجود داره که بهش میگن جاودانگی شخصیت .
می دونی من می گم آدما تو اين مدل هم به دو طريق جاودانه ميشن . اول اينکه مشی يا راهی رو پايه بذارن که بمونه ، (مثال مشی گاندی چطوره ؟ )
دوم اينکه ( و اين دومی الان بيشتر مده )اثری خلق کنن که تا هفت جد بعدشون بگن اوووووووووووووووووووووووووووه
اگه تو دسته اول باشی بايد بگم که پس زندگی نقطه ای اصلا به درد عزيزت نمی خوره . يعنی زندگی که ندونی در هر لحظه کجايی. زندگی که الآنت نسبت به ۴ سال پيش جز زمان چيزی طی نشده باشه ، زندگی که
راه معينی درش رفته نشده باشه و .... ابيد پاشنه هات رو ور بکشی و راه بيفتی وبری ،تا راهی رو که فکر می کنی درسته به نتيجه برسونی .مثل همين کريستف کلمبوس خودمون .بعدش که رسيدی برمی گردی و به عالم و آدم اعلام می کنی که چه گلی به سر بشريت زدی . بعد بقيه رو هم دنبال خودت راه بندازی وببری اون مقصد مالوف رو حسابی سياحت کنن .
واضحه که جزو اين دسته بودن ، يه کمکی ناآسان است و برای اون هايی مفيده که اهل گشت و گذار باشن و يه جا بند نشن . ضمن اينکه بگم که اهالی اين گروه بعضاً خالی بند از آب در ميان و هستند راههای زيادی که در واقع بيراهه هستند .نمونه اش همين جناب کلود وريون موسس
فرقه رائل که اخيراً کشف فرموده بنده و شما رو ۲۵ هزار سال پيش موجودان فضايی ساخته اند و او خودش هم ۶ بار آنها را روی یک کوه آتشفشان زيارت کرده است . و با تکيه به همين اصل از شبيه سازی انسان حمايت ميکند و مدعی است اين کار گام مهمی در رسيدن بشر به حياتی طولانی است .
حالا اگر جزو گروه دوم باشی .يعنی بخوای يه اثر جاودانه خلق کنی؟
به نظر تو چی يه اثر رو موندگار می کنه ؟ احتمالاً می دونی که کم نيستند کسانی که به ماندگاری به هر قيمتی فکر می کنند و براشون فرق نمی کنه که اين ماندگاری به چه قيمتی تموم شه . نمونه اش هميت جناب هيتلر که بولدزر انداخت تو يقه ء دنيا و اسمش هم ظاهراً حالا حالا ها موندگاره .
حالا بيا فارغ از اين دوتا يعنی راه واثر ، به يه چيز بدرد بخورتر فکر کنيم :
جاودانگی خود تو
يعنی بی خيال مردم !! چه کار کنيم که
ما بمونيم ؟؟
فرض کنيم که اينقدر از خودت و اين عمر کوتاه مطمئن نيستی که تازه بری و يه راه تازه کشف کنی که هيچ کدوم از اونهايی نباشه که بقيه گفتن . اهل اين هم نيستی که يه اثری از خودت بذاری که وقتی خودت (دور از جون ! ) خاک شدی ، تو موزه ها و آرشيوها خاک بخوره .
دنبال يه راهی هستی که خودت ،همين خود شاخ شمشادت بمونی .
يعنی به شکلی از زندگی کردن برسی که در اون اونقدر زنده باشی که با مرگت نميری ....
ارسطو ميگه : زيبايی تنها دليل جاودانگی است .p>
این جمله به نظر تو چه معنی میده ؟